تبلیغات
علم حقوق
علم حقوق
جرم شناسی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
خوردن گوشت انسان در بسیاری از کشورها و نقاط جهان از جمله خوردنی‌های تابو محسوب می‌شود و بیشتر افراد به دلایل مذهبی، فرهنگی، اجتماعی،‌پزشکی و بهداشتی از آن دوری می‌کنند. بسیاری افراد خوردن گوشت انسان و احساس انزجار به آن را شبیه مصرف مغز گوساله، جگر ماهی یا چشم گوسفند شبیه‌سازی می‌کنند.

با آنکه مصرف گوشت انسان زنده از نظر شرعی و قانونی منع شده است و مصرف آن همراه با پیگرد قانونی است، همچنان آدم‌خوارها به منظور لذت و برخی افراد به منظور افزایش آگاهی و پاسخ به حس کنجکاوی خود آن را امتحان می‌کنند. برخی از قصابی‌ها و رستوران‌ها به طور غیر قانونی این گوشت را عرضه می‌کنند که اقدامی نادرست است.

اما واقعا گوشت انسان چه مزه‌ای دارد؟ چه رنگی است؟ چه بویی دارد؟ با گوشت دام و طیور چه تفاوت‌هایی دارد؟ چرا آدم‌خورها از خوردن گوشت انسان لذت می‌برند؟ سوال‌هایی از این دست ذهن بسیاری از افراد را درگیر کرده است و پاسخ به آن‌ها می‌تواند بسیار جالب و قابل تامل باشد.
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/Santa.png

برای حس مزه گوشت انسان لازم نیست آدم‌خوار باشید

برای اینکه بفهمید گوشت انسان چه مزه‌ای دارد لازم نیست آدم‌خوار باشید. به منظور افزایش آگاهی نسبت به بو و مزه گوشت انسان آزمایشی جالی در آزمایشگاه بریت انجام شد. در این آزمایشگاه بر روی مردی بزرگسال که مشتاق بود طعم و بوی گوشت انسان زنده را تجربه کند، آزمایش‌هایی انجام شد.

در این آزمایش قسمتی از گوشت ران پای راست این مرد را به وسیله ابزارهای آزمایشکاهی جدا کردند و روی آن آزمایش‌هایی انجام دادند و بو و مزه آن را طی آزمایش‌هایی پیش‌بینی کردند. بررسی و تجزیه اجزای سازنده گوشت داخلی ران این مرد در آزمایشگاه نشان داد که ماده یا شواهدی دال بر بد بو یا بد مزه بودن گوشت انسان وجود ندارد.

در واقع از نظر علمی  مزه هر ماده بر اثر ترکیب بو و طعم آن بدست می‌آید، به این صورت که هنگام خوردن و جویدن هر ماده غذایی بوی آن ماده از طریق هوای ورودی به دهان به سمت مجرای بینی منتقل می‌شود و پیام‌های حسی و چشایی به مغز منتقل می‌شود که سبب می‌شود ما مزه و طعم آن ماده را تشخیص دهیم.

به همین دلیل افرادی که مدتی حس بویایی خود را از دست می‌دهند، مزه غذاها را نسبت به گذشته بد می‌دانند. در واقع حس بویای می‌تواند به شدت حس چشایی را تحت تاثیر خود قرار دهد.
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/cannibal.jpg

گوشت انسان چه بو و طعمی دارد؟

تاکنون مزه‌های متفاوت و متناقضی برای گوشت انسان پیشنهاد شده است اما در این میان بسیاری بر این باورند که همانند سایر گوشت‌ها، طعم آن به نوع پخت و تازگی آن بستگی دارد. بر خلاف باور عموم که تصور می‌کنند گوشت انسان بد طعم و بد بو است، برخی شواهد نشان می‌دهد که گوشت انسان زنده بسیار خوش طعم و خوش مزه است.

در همین آزمایش بعد از جداسازی قسمتی از گوشت ران پای این مرد و قرار دادن آن در لوله‌های آزمایش و سازگار ساختن دمای محیط با آن، قسمتی از آن را به خود فرد دادند تا امتحان کند. در ابتدا، فرد با این تصور که گوشت بدبو است آن را استنشاق کرد، اما بر خلاف تصور و باورش، او گوشت را بسیار خوش بو یافت. پس از این آزمایش، او همبرگر گوشت انسان را امتحان کرد و مزه آن را فوق العاده اعلام کرد.

با آنکه عرضه، مصرف و خوردن گوشت انسان غیر قانونی است اما همجنان افرادی سودجو به طور غیر قانونی این کار را انجام می‌دهند. آشپزی در لندن در نمایشگاهی سانویچ‌هایی را به طور رایگان عرضه کرد که در آن از گوشت انسان استفاده شده بود و افرادی که آن را خوردند از این موضوع بی‌خبر بودند و مزه آن را شبیه گوشت خوک اما تلخ‌تر از آن اعلام کردند. بیشتر آن‌ها اتفاق نظر داشتند که این گوشت به راحتی در دهان آب می‌شود و بسیار نرم است.

نتایج آزمایش‌هایی که انجام شده است همگی بر این موضوع اتفاق نظر دارند که گوشت خام انسان شبیه به گوشت خوک و کمی نزدیک به گوشت گوساله‌ است و مزه‌ای تقریبا مشابه با آن دارد اما رنگ آن قرمز روشن مایل به صورتی است و بعد از پخت به رنگ کرم تبدیل می‌‌شود.
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/aztec.jpg

گوشت انسان مرده با زنده چه فرقی دارد؟

بسیاری افراد تصور می‌کنند که گوشت انسان بسیار بد بو و بد مزه است اما این باور می‌تواند در مورد گوشت انسان مرده صدق کند اما گوشت انسان زنده بد بو و بد مزه نیست. طی آزمایش‌هایی که بر روی گوشت انسان زنده و مرده درآزمایشگاه انجام شد نشان داده شد که اجزای سازنده گوشت انسان مانند گوشت دام و طیور بو و مزه‌ای مناسبی دارد.

می‌توان گفت مانند سایر گوشت‌ها، طعم گوشت انسان به تازه بودن آن بستگی دارد و گوشت تازه آن خوش طعم‌تر از گوشت ماندهو فاسد آن است.

در واقع، گوشت انسان مرده همانند گوشت سایر حیوانات اگر مدت زمان زیادی در شرایط محیطی و گرمایی نامناسبی نگه داشته شود فاسد می‌شود و بو و طعم بسیار بدی به خود می‌گیرد که  این حقیقت می‌تواند راجع به گوشت حیوانات و پرندگان نیز صادق باشد.

گوشت انسان با گوشت حیوانات چه تفاوتی دارد؟

شاید برایتان شوکه‌کننده باشد همانگونه که کشتن و خوردن گوسفند، گاو، گوساله و مرغ و خوردن آن نیز متداول است،‌ برخی افرادی که از نظر روانی یا عقلی دچار مشکلات و اختلالاتی هستند، مشتاق و خواهان مصرف گوشت انسان هستند.

بسیاری افراد بر این باور هستند که گوشت انسان تفاوت‌های بسیاری با گوشت حیوانات دیگر دارد اما نتایج این آزمایش‌ها نشان داد که گوشت انسان شباهت‌های فراوانی با گوشت حیوانات دارد به صورتی که مزه آن تقریبا شبیه گوشت گوسفند، گوساله و خوک است و حتی تردتر از آن‌ها است.
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275//CANNIBALISM.jpg

چرا آدم‌خورها گوشت انسان را دوست دارند؟

برخی از بومیان آفریقای غربی آدم‌خوار هستند و مراسم آدم‌خواری دارند و از گوشت انسان تغذیه می‌کنند. علاوه بر این هند کشوری گسترده و پهناور است که در عقاید متفاوتی نیز در آنجا وجود دارد و برخی از افراد در آنجا به آدم‌خواری پایبند هستند.

از یک آدم‌خوار فرانسوی که بر اثر کشتن و خوردن گوشت یک مرد جوان تحت پیگرد قانونی قرار گرفته بود و به حبس ابد محکوم شده بود، مصاحبه‌ای انجام شد و از او در مورد بو و مزه گوشت بدن انسان سوال‌هایی پرسیده شد. او در این باره گفت که مزه گوشت انسان شبیه گوشت خوک است اما کمی تلخ‌تر و ترد‌تر از آن است.

در مصاحبه‌ای که با برخی آدم‌خورها راجع به طعم گوشت انسان انجام شد نشان داد که آن‌ها گوشت قسمت بالاتنه انسان را خوش مزه‌تر می‌دانند. برخی از آن‌ها که علاوه بر گوشت دام و طیور از گوشت انسان نیز تغذیه می‌کردند طعم آن را مانند سوشی و ماهی پخته شبیه‌سازی کردند که بسیار نرم است.

در واقع، آدم‌خورها بر این باور هستند که همان گونه که گوشت گوسفند، گوساله و گاو قابل خوردن است، گوشت انسان نیز مانند آن‌ها خوراکی است که در واقع این باور کاملا اشتباه و مخالف با عقل، شرع و قانون است.

منبع : yjc.ir




طبقه بندی: روانشناسی جنایی،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، مزه گوشت انسان، آدمخواری، cannibalism، human flash، آدمخواری در باستان،
[ شنبه 29 مهر 1396 ] [ 11:11 ب.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/bluwwhale.jpg

این روزها اخبار و حواشی زیادی درباره چالش «نهنگ آبی» مطرح می‌شود و رسانه‌ها نیز بی آن که از ماهیت حقیقی این پدیده آگاهی داشته باشند، اطلاع‌رسانی هیجانی در زمینه آن را آغاز کرده‌‎اند. درباره این چالش نکاتی دارای اهمیت است و تسلط نداشتن مراکز دیگر جز بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، به سوءتفاهم بزرگی در این زمینه منجر شده است.  در نتیجه یادآوری چند نکته در این باره ضروری به نظر می رسد:

سازنده این چالش که از سال 2013 در یکی از شبکه‌‎های اجتماعی روسی به نام VK (وی کنتاکت) گسترش یافت، یک دانشجوی اخراجی رشته روان شناسی دانشگاه مسکو به نام فیلیپ بودکین است که آن را با الگوبرداری از به گل نشستن (خودکشی) دسته جمعی نهنگ ها ابداع کرد. طراحی بازی از اساس به گونه‌ای است که نوجوانانی با خصوصیات انزوا و افسردگی را هدف قرار می دهد و طی پنجاه مرحله به آنان کمک می کند، به عنوان موجوداتی بی مصرف، از شر خودشان خلاص شوند. البته پس از اقدام به خودکشی چندین نفر در روسیه بر اثر تلقینات این چالش، گردانندگان آن همگی دستگیر شدند و این چالش از دسترس خارج شده است.

چالش «نهنگ آبی» نه وب‌سایت، نه بازی و نه اپلیکیشن است. بلکه صرفاً چالشی مرموز است که به تازگی از طریق کشور هندوستان دوباره بین مخاطبان شبکه‌های اجتماعی گسترش یافته است. درواقع ارتباط کسانی که وارد چالش می شوند با ادمین از طریق فضای مجازی و شبکه های اجتماعی برقرار می شود. چالش توسط مدیر نهنگ آبی برای افرادی که می‌خواهند وارد آن شوند، به طور سفارشی طراحی می‌شود و در نتیجه به هیچ برنامه ای برای نصب نیاز ندارد که در اپ استورها یافت شود! بلکه صرفاً مجموعه ای از قوانین است. البته نمی توان پنهان کرد که این چالش از یکی از دستاوردهای علم روان شناسی تحت عنوان گیمیفیکیشن(بازی انگاری) سود می برد. تعریف رسمی این علم چنین است: "استفاده از عناصر بازی در محیط های غیر بازی." گیمیفیکیشن به معنای طراحی بازی نیست، این علم برای ایجاد انگیزه در مشتریان، دانش آموزان، داوطلبان و سایر افراد استفاده می شود. روان شناسی رفتاری معتقد است که رفتار انسان برپایه محرک های محیطی شکل می گیرد، پس با تغییر محیط می توانیم انسان ها را وادار به هر کاری کنیم.گیمیفیکیشن، هیجان انگیزترین و شاید خطرناک ترین میوه این مکتب از روان شناسی است؛ علمی برای کنترل رفتارِ دیگران. به نظر می رسد یکی از دلایل بروز این سوءتفاهم که نهنگ آبی یک بازی است، افتادن در همین مغلطه مفهومی باشد.

بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای چند ماهی است که از وجود این چالش باخبر است اما موضع رسمی اتخاذ نکرده است چرا که معتقدیم با توجه به ماهیت این چالش، پرداخت رسانه‌ای به آن عملا کمک تبلیغاتی برای آن خواهد بود تا قشرهایی که از نظر روحی و روانی با مشکلاتی روبه‌رو هستند، با آن آشنا شوند و به سراغ آن بروند.
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/whale.jpg

مطرح شدن اشتباهی این چالش به عنوان یک "بازی" در رسانه‌ها و حتی توسط برخی از مسئولان باعث می‌شود تا مفهوم بازی به یک موضوع خطرناک تبدیل شود در صورتی که چالش نهنگ آبی در واقع بازی رایانه ای نیست بلکه در این باره صرفاً با اشتراک لفظ مواجهیم که لفظ بازی را با تسامح به یک کارزار اینترنتی اطلاق کرده اند. نکته این جاست که شاید بتوان هر چالشی را به طور عام نوعی بازی دانست اما "بازی" به معنای خاص خود فرایندی خلاق با قوانین مخصوص به خود است که انسان آن را برای اهداف خاصی از قبیل تفریح و سرگرمی یا آموزش انجام می دهد اما نهنگ آبی چالشی عاری از خلاقیت است که ذهن انسان را برده خود می کند و او را همچون شکاری بی اراده به ورطه نابودی می کشاند. به قول مولانا: این یکی شیر است کآدم می خورد / و آن دگر شیر است کآدم می خورد

پرداختن بیش از حد رسانه‌ها به این موضوع سبب می‌شود افراد سودجو یا مریض که به دنبال آسیب رساندن به جامعه هستند، با کپی برداری از این چالش و انتشار آن در سطح جامعه، بحران جدیدی را ایجاد کنند.

بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای سال‌هاست با رده‌بندی سنی بازی‌های رایانه‌ای توسط یک نظام رده بندی به نام (ESRA) به دنبال سالم سازی فضای بازی در کشور است. به زودی در کشور سامانه‌ای راه اندازی می‌شود تا خانواده‌ها بتوانند اطلاعات تمام بازی‌ها را در آن مطالعه و بازی مناسب را برای فرزندان خود انتخاب کنند.

این روزها با گسترش بی حد و حصر فضای مجازی و گوشی‎های هوشمند، بسیاری از خانواده ها تسلطی به محتوایی که فرزندان شان به دنبال آن هستند، ندارند و به همین دلیل معتقدیم برای جلوگیری از تهدیدهای این چنینی باید ابزارهای لازم در اختیار خانواده ها قرار گیرد و بنیاد ملی بازی های رایانه ای به سهم خود وظیفه آگاه سازی خانواده ها را از محتوای بازی های رایانه ای انجام می دهد.


منبع : yjc

[http://www.aparat.com/v/RLrzC]




طبقه بندی: روانشناسی جنایی،
برچسب ها: blue whale، blue whale game، بازی نهنگ آبی، دانلود بازی نهنگ آبی، چالش نهنگ آبی، روانشناسی جنایی، افسردگی،
[ سه شنبه 25 مهر 1396 ] [ 04:09 ق.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
آلفرد پاکر :
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250078_233.jpg
پاکر شخصیتی بود که در سال 1874 به جرم آدم خواری به 40 حبس محکوم شد. او که جوینده طلاهای زیر خاکی بود، در ماموریتی ویژه به همراه 5 تن دیگر به کوه های کلرادو فرستاده شد.
2 ماه بعد پس از اینکه آلفرد تنها از این سفر بازگشت از وی پرسیده شد چرا تنهاست؟ او در پاسخ گفت در یک دفاع شخصی مجبور شد آن ها را بکشد و برای اینکه بتواند زنده بماند گوشت شرکای خود را خورده است. اما چیزی که او گفت قابل باور نبود و به همین دلیل پس از 40 سال حبس از زندان آزاد شد. در آن زمان آلفرد بیشترین سال های حبس را در تاریخ ایالت متحده آمریکا کشید.

آلبرت فیش :
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250082_474.jpg
آلبرت فیش یکی از جانی های تمام عیار جهان است. او یک بیمار سادیسمی بود که از آزار دیگران به طرز عجیبی لذت می برد. در کنار قتل های سریالی و تجاوز به کودکان، او اقرار به آدم خواری هم کرده بود.


جبهه متحدین انقلابی :
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250085_513.jpg

گروه RUF در غرب آفریقا از شورشیانی بودند که در اواخر دهه 90 میلادی بر علیه حکومت خود به پا خاستند به این منظور در یک حمله تروریستی به روستایی در سیرالئون سعی در تصرف معادن الماس داشتند، این گروهک شورشی به جنایات وحشتناکی مرتکب شده اند که در پی آن بچه ها را مجبور می کردند سربازان آن ها شوند. از جرایم مخوف آن ها می توان به قطع دست و پای دشمن و خوردن گوشت تن آن ها اشاره کرد زیرا بر این عقیده بودند که خوردن گوشت تن دشمن آن ها را قوی و پیروز خواهد کرد. تعداد قربانیان این فاجعه آدم خواری مشخص نیست.


سی ساگاوا :
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250079_936.jpg
ساگاوا یک دانشجوی ادبیات انگلیسی ژاپنی در پاریس بود که در سال 1981 همکلاسی خود را با ضریب گلوله کشت. پس از کشتن وی، ساگاوا دو روز طول کشید که بدن مقتول را تکه تکه کرده و گوشت آن را بخورد. پس از ارتکاب این عمل، ساگاوا توسط پلیس فرانسه دستگیر شد ولی به علت جنون و دیوانگی که به وی نسبت داده شد به پای میز محاکمه نرفت.


آندره چیکاتیلو :
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250084_478.jpg
چیکاتیلو یک قاتل سریالی و متجاوز وحشتناک اکراینی بود که بیش از 50 قتل و قطع عضو را مرتکب شده است. او ابتدا با قربانیان خود طرح دوستی می ریخت و سپس آن ها را می کشت و می خورد. او می گوید که تنها انگیزه اش از این کار لذت جنسی بوده است چیزی که شاید از کابوس شب هم ترسناک تر است. چیکاتیلو در سال 1994 در روسیه اعدام شد.

خانواده Mauerova :
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250087_813.jpg
این خانواده اهل جمهوری چک بوده و تمام اعضای آن آدم خوار بودند. این خانواده در طی 8 ماه دست به اقداماتی هولناکی نسبت به دو برادر  زدند. جزئیات این حادثه به وسیله یک مانیتور محافظ بچه  ضبط شد و عکس های آن به دست همسایه آ ن ها رسید و به این ترتیب هر 6 عضو خانواده محکوم شدند.

آرمین میووس :
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250086_856.jpg
 آرمین میووس، یک آدم خوار آلمانی اما در عین حال بسیار عاطفی بود که در سال 2001 طی یک آگهی اینترنتی به دنبال یک انسان 18 تا 30 سال جهت کشتن و خوردن می گشت. آرمین در پیامی باورنکردنی یک داوطلب مشتاق پیدا کرد. آن ها روز کریسمس با یکدیگر ملاقات کردند ودر پی آن عملیات قتل را انجام داد و کثیف ترین کار دنیا یعنی آدمخواری را به ثبت رساند . پس از اینکه جزئیات این جنایت لو رفت، توسط پلیس دستگیر و به حبس محکوم شد.

جفری دامر:
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/12/18/4250080_774.jpg
دامر یک قاتل زنجیره ای آمریکایی بود که بعد از کشاندن قربانیانش به خانه، آن ها را به واسطه دارو و مواد آرام می کرد و سپس به قتل می رساند. او جسد قربانیان خود را تکه تکه کرده و گوشت آن ها را می خورد. در دادگاه مشخص شد که او 15 قتل و آدم خواری را مرتکب شده است. در سال 1994، وی به اعدام و مرگ محکوم شد.

منبع : yjc.ir

آرمین میووس نوشت : یعنی عاشق اونیم که دلش میخواسته خورده بشه !!!!!!!! اصلاً مگه داریم ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!







طبقه بندی: روانشناسی جنایی،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، آدمخواری، قبیله، قبیله آدمخواران، کنیبالیسم، گوشت انسان، آدمخواران معروف،
[ دوشنبه 30 مرداد 1396 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/02/Nymphomaniac.jpg

نیمفومانیا، معادل اعتیاد به سکس زنان و به مفهوم میل مفرط یا بیمارگونه زن برای آمیزش جنسی است.

علل و عوامل خطرساز:
 به طور معمول، زنان دچار این حالت، یک یا چند اختلال کارکرد جنسی (اغلب شامل اختلال ارگاسمی زنانه) داشته‎اند.
زن مبتلا، اغلب ترس شدیدی در مورد از دست دادن عشق داشته و می‎کوشد با انجام این اعمال، نیازهای وابستگی (و نه تکانه‎های جنسی) خود را ارضا کند.
به طور کلی، بیشتر اعمال شخص در این زمینه، با ارگاسم پایان می‎یابد
هر چند این یک قانون و اصل کلی نیست و رفتار جست‎وجوی رابطه‎ی جنسی به میزان زیادی با تهییج و تحریک همراه است که نیاز و الزامی به رسیدن به ارگاسم ندارد. در نهایت، فعالیت جنسی با زندگی زناشویی، اجتماعی یا حرفه‎ای شخص تداخل می‎کند و سبب از دست رفتن کارکرد شخص در این زمینه‎ها می‎شود .

علایم و نشانه‎ها:
علایم و نشانه‎های وابستگی (اعتیاد) به سکس را می‎توان این چنین فهرست نمود:
۱) رفتار خارج از کنترل
۲) پیامدهای قانونی، پزشکی و بین فردی نامطلوب و زیان آور 
۳) پی‎گیری همیشگی رفتار جنسی پر خطر یا رفتارهای خود تخریبی
۴) کوشش‎های مکرر برای متوقف نمودن رفتارهای جنسی
۵) وسواس فکری و تخیلات جنسی ؟   
۶) نیاز برای حجم فزاینده‎ای از فعالیت‎های جنسی
۷) تغییرات خلقی شدید در ارتباط با فعالیت جنسی (افسردگی، خوشی، …)
۸) صرف زمانی غیر عادی برای دست‎یابی به رابطه‎ی جنسی، شهوت انگیز بودن یا رهایی از تجربه‎ی جنسی
۹) تداخل رفتار جنسی با فعالیت اجتماعی، شغلی یا تفریحی
به طور کلی، انحرافات و هنجار گسیختگی‎های جنسی، در افراد دچار وابستگی (اعتیاد) به سکس بیشتر دیده می‎شود.

http://www.md-health.com/images/10420157/sex-addiction.jpg

ویژگی‎های اصلی این انحرافات عبارتند از:
رفتار یا میل شدید و عود کننده‎ی جنسی مانند نمایش‎گری، یادگار خواهی، مالش، آزارگری، آزارخواهی، مبدل پوشی، تماشاگری جنسی، بچه‎‎خواهی. این انحرافات، همراه با ناراحتی قابل ملاحظه‎ی بالینی هستند و تقریباً همیشه در روابط بین فردی اختلال ایجاد می‎کنند و اغلب به مشکلات قانونی منجر می‎شوند.
ولی اعتیاد به سکس ممکن است افزون بر انحرافات جنسی، شامل رفتارهایی نظیر آمیزش جنسی و خودارضایی باشد که البته طبیعی و بهنجار تلقی می‎شوند، به جز مواردی که کنترل نشده یا بی‎بندوبار باشد.
افزون بر انحرافات جنسی که اغلب وجود دارند، ممکن است اختلال روانی عمده‎ای چون اسکیزوفرنی نیز وجود داشته باشد.
اختلال شخصیت جامعه ستیز 
و اختلال شخصیت مرزی نیز شایع هستند.
 
گه‎گاه، اعتیاد به سکس با اختلال روانی دیگری همراه می‎شود.
برای نمونه، وابستگی (اعتیاد) به سکس می‎تواند با وابستگی (اعتیاد) و سوء مصرف مواد مخدر و محرک، اختلالات خلقی (چون افسردگی، سرخوشی و …) و اختلالات اضطرابی (چون هراس‎ها، وسواس‎ها و …) توأم گردد.

منبع : سایت تا سلامتی



طبقه بندی: روانشناسی جنایی، مطالب علمی و جالب،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، مطالب علمی و جالب، nymphomaniac، اعتیاد به رابطه جنسی، اعتیاد به سکس، اعتیاد زنان به رابطه جنسی، انحرافات جنسی،
[ سه شنبه 16 خرداد 1396 ] [ 10:49 ب.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
آیا تا به حال به فرم نشستن افراد پشت فرمان خودرو دقت کرده اید؟ به تازگی یک تجزیه و تحلیل راجع به رابطه مدل نشستن پشت فرمان و شخصیت منتشر شده که مشاهده آن خالی از لطف نیست،به نظرتان شما از کدام نوع هستید؟
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/3/4/6272426_659.jpg

1- مینی‌مالیست

شما طرفدار یک زندگی فوقالعاده ساده و از شلوغی بیزار هستید، همچنین در پی یافتن رفقای خاکی و صادق بوده اما این به مفهوم کسالت‌آور بودن نبوده و سبک زندگی شما کاملا مورد پسند دوستانتان است.

 
2- آشتی دهنده و دوستدار صلح

شما از دعوا و درگیری متنفر هستید چرا که تعادل روحی شما را بر هم می زند مثلا اگر صدایتان را بلند کنید افراد خانواده شما حسابی تعجب کرده و با توجه به اینکه همچین انتظاری از شخصیت شما ندارند می فهمند که در آن لحظه بسیار جدی هستید ، در ادامه باید بگوییم که اینگونه افراد تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا هیچ گونه اختلافی بین آنها و سایرین پیش نیاید.

 
3- ایده آل گرا

جزئیات زندگی بسیار برای این دسته از افراد مهم بوده  و می خواهند که همه اتفاقات کاملا طبق برنامه ریزی از پیش تعیین شده پیش رود و زمانی که مشغول انجام کاری هستند مدام در این تفکرند که نتیجه کار در بهترین حالت باید و آن ماموریت به نحو احسنت انجام شود. از یاد نبرید که این اشخاص بسیار خوشتیپ و خوش برخورد نیز هستند.

 
4- هشداردهنده

دسته پنجم مدام درگیر ترس‌ها بوده به عنوان مثال شاید چند دفعه به خانه سربزنند که یقین پیدا کنند تا همه درها بسته و یا اطو خاموش است، آنها به هیچ عنوان ریسک نکرده و  تنها مسیر های مطمئن که افراد موفق قبلا انها را امتحان کرده اند مورد انتخاب آنهاست.ضمنا این گروه بسیار محبوب خانواده اند و بستگانشان تلاش در حفظ آرامششان دارند چرا که آگاهند در پس این استرس ها یک انسان کامل و ایده آل قرار دارد.
 

5- ماجراجو

گروه ششم عاشق کارهای هیجان انگیزی مانند چتربازی یا سقوط با طناب هستند و ماجراجویی جزئی جدانشدنی از زندگی شان بوده، کارهایی که آنها انجام می دهند همیشه حیرت دوستانشان را برمی انگیزد و دیگران به هیچ عنوان حاضر نیستند کارهای مورد علاقه این دسته از افراد را تجربه کنند اما همواره آنها را تحسین می کنند.

 
6-مدیر

شما یک مدیر متولد شده اید و می خواهید کنترل همه چیز را به دست خودتان بگیرید، مردم برای مشاوره و حمایت پیش شما دست به دامن شما شده و کاملا مورد اعتماد آنها خواهید بود چرا که شما دارای اعتماد به نفس بالایی بوده و و بخاطر توانایی مدیریت و سازماندهی مورد تحسین قرار خواهید گرفت اما پیدا کردن یک مورد مناسب برای  ازدواج با شما بسیار سخت است ولی وقتی فرد مورد نظر را بیابید حسابی ارزش او را خواهید دانست.

 
7- قابل اتکا

شما همواره به علت اینکه تکیه گاه مناسبی برای سایرین هستید در میان مردم از محبوبیت بالایی برخوردار بوده و بسیار از موفقیت دیگران شاد می‌شوید، خوب گوش دادن و صبور بودن از دیگر صفاتی است که شما را به یک شنونده خوب تبدیل کرده  اما به دیگران اجازه نمی‌دهید تا ابتکار عمل را به دست گیرند و زمانی که مردم با سختی های زندگی در حال  جدال بوده، شما به آرامی و خونسردی، زندگی در عین واقعیت آن گونه که هست می پذیرید.

 
8- خمشمگین

به این دلیل که شما چیزی را به دل نمیگیرید دیگران تصور می کنند که هیچ اتفاقی برایتان مهم نبوده و در دشوار ترین شرایط اعتماد به نفس و آرامش فکری خود را حفظ می کنید. هر روز برای شما یک روز تعطیلی است و زمانی برای خوشگذرانی به طوری که مردم علاقمند هستند که اوقات فراغت خود را اغلب با شما بگذرانند.

 
9- تانک

این گروه حسابی سرشان شلوغ است و وقت سر خاراندن هم ندارند به طوری که اصلا حوصله سروکله زدن با مردم را سر مسائا بی اهمیت یا حتی معمولی نداشته و همه را کنار می‌زنند.خیلی خلاصه و مفید باید بگوییم که شما همیشه مورد تحسین دیگران بوده و می توانند در اکثر اوقات روی شما حساب کنند.

منبع : yjc.ir





طبقه بندی: مطالب علمی و جالب،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، مطالب علمی و جالب، تست روانشناسی، فرمان خودرو، فرمان ماشین، سرگمی، اتومبیل،
[ شنبه 6 خرداد 1396 ] [ 01:56 ق.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
http://cdn.history.com/sites/2/2015/02/ask-history-what-is-stockholm-syndrome-E.jpeg

سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان گیر پیدا کرده، و در مواقعی این حس وفاداری تا حدیست که از کسی که جان/مال/آزادیش را تهدید می‌کند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش می‌کند. علت این عارضه روانی، عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته می‌شود.

ویژگی های این سندرم چیست؟

 هر سندرمی علائم و مشخصاتی دارد و سندرم استکهلم هم از این قاعده مستثنی نیست. در حالی که با توجه به نظرات متفاوت محققان، فهرست روشنی در این مورد وجود ندارد اما می توان برخی از آنها را برشمرد:

 احساسات مثبت قربانی به گروگان گیر یا زندانبان

احساسات منفی قربانی نسبت به خانواده، دوستان و مقاماتی که سعی در نجات آنها دارند و موفق هم می شوند.


تاریخچه

عارضهٔ استکهلم Stockholm syndrome، اصطلاحیست که پس از سرقت از بانکی در میدان نورمالمستوری Norrmalmstorg استکهلمِ سوئد، توسط بیل بیِروت (Nils Bejerot) -روانشناسی که از ابتدا تا انتها به پلیس مشاوره روانشناسی می‌داد و به بانک رفت‌وآمد داشت- در پوشش خبری مورد استفاده قرار گرفت و بعدها توسط روانشناس دیگری به نام «فرانک اوخبری» (Frank Ochberg) رسماً تعریف و نام گذاری شد. در طی این گروگان گیری چهار کارمند (سه زن و یک مرد) به مدت ۶ روز (از تاریخ ۲۳ تا ۲۸ اوت ۱۹۷۳) به گروگان گرفته شدند. در طی این شش روز قربانیان وابستگی عاطفی به گروگان گیرها پیدا کردند تا حدی که از همکاری با پلیس سرباز می زدند و حتی پس از آزادی از این مصیبت شش روزه در دفاع از گروگان گیران خود برآمدند.

https://image.spreadshirtmedia.com/image-server/v1/compositions/P1011893153T610A2PC1019776494PA1246PT17X22Y20S36/views/1,width=300,height=300,appearanceId=2,version=1473664654/stockholm-syndrome-t-shirts-bandana.jpg

فرایند روانی این سندرم چگونه است؟

 در این سندرم هیچ قصد قبلی نه در زندانی و نه در زندانبان مبنی بر ایجاد رابطه دوستانه با فرد مقابل وجود ندارد. از دید روانشناسی ذهن انسان مسئول فراهم کردن مکانیسم دفاعی برای افراد است و به آنها کمک می کند از خطر دوری کنند.

 در وضعیت گروگان و گروگانگیر، ذهن سالم به دنبال بقاست و در این حالت سندرم استکهلم شکل می گیرد. بعضی از متخصصان می گویند زندانی در این حالت به دوران نوزادی خود بازمی​گردد که برای غذا گریه می​کند و در وضعیت وابستگی است. در مقابل زندانبان در نقش مادری که کودکش را از تهدید محافظت می کند، قرار می گیرد. قربانی سپس برای بقا تلاش می کند. در این حالت انگیزه زندگی برای قربانی مهم تر از متنفر بودن از فردی است که او را در وضعیتی دشوار قرار داده است.


چیزی شبیه شست و شوی مغز

 اگــر چیزی دربـــاره شست​وشوی مغز شنیده باشید متوجه شباهت روند آن با سندرم استکهلم خواهید شد. هر دوی اینها تحت تأثیر روابط ناشی از قدرت هستند. در این حالت گروگان گیر مدام توهم توطئه دارد و فکر می کند پلیس یا زندانی در حال طرح نقشه ای برای خلاصی هستند و می خواهند او را از آنچه حالا برای او قدرت خوانده می شود، خلا کنند. به این ترتیب گروگانگیر سعی می کند با دروغ هایی مانند اینکه خانواده اش او را دوست ندارند و نمی خواهند مبلغ لازم را پرداخت کنند یا حتی پلیس دست از تلاش برای یافتن او دست برداشته است ذهن زندانی را به خود معطوف کند.


منبع : ویکی پدیا و سایت دکتر سلام




طبقه بندی: مطالب علمی و جالب، روانشناسی جنایی،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، مطالب علمی و جالب، سندرم استکهلم، stockholm syndrome، تاریخچه سندرم، گروگان، گروگانگیر،
[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
http://salamatwiki.ir/thumbnail/7014118_1463808.jpg

تعریف بیماری

سندروم کوتارد یکی از عجیب‌ترین اختلالات مغزی است که به آن سندروم «مرده متحرک» هم می‌گویند. فردی که مبتلا به این بیماری روانی عجیب است تصور می‌کند که مرده است و روحش یا حداقل یکی از ارگان‌های حیاتی بدنش را از دست داده است، حتی بعضی از آنها فکر می‌کنند که خون هم در بدن ندارند. حتی بعضی از آنها علاوه بر اینگونه تفکرات عجیب و غریب، مدام بو‌هایی به مشامشان می‌رسد که دیگران آن را احساس نمی‌کنند. بوی متعفن و گندیده شدن اعضای داخلی بدنشان آنها را همیشه آزار می‌دهد.این بیماری نادر در کنفرانسی در سال 1880 در پاریس و به همت فردی بنام ژول کوتارد معرفی شد. بیمار مورد نظر زنی بود که وجود خدا و شیطان و اعضای بدن خودش را انکار می کرد و اعتقاد به اینکه برای زنده ماندن به غذا نیاز دارد،نداشت.


اختلال مغزی سندروم کوتارد به بیماری‌های دیگری نیز مرتبط می‌شود. مثلا اگر شخصی دچار اسکیزوفرنی باشد ممکن است دچار سندروم کوتارد هم بشود یا گاهی اوقات هم ممکن است با یک تصادف و وارد شدن ضربه‌ای به مغز فرد، او تصور کند که یک مرده متحرک است.این بیماری ممکن است در اثر ابتلاء اولیه به یک اختلال خلقی یا سایکوتیک و پیشرفت و مزمن شدن آنها بوجود آید یا به دنبال درمان طولانی مدت با داروی والاسیکلوویر و تولید متابولیت های سمی آن در بدن  (CMMG) ایجاد شده ، یا بضورت اولیه در فردی که اختلالات عصبی - روانی زمینه ای ندارد ایجاد شود.


علائم بیماری

علامت اصلی در این بیماری توهم وجود خارجی نداتشتن ( مرده بودن ) ، نفی وجود خود، نفی زنده بودن و یا نفی وجود یکسیری از اعضاء بدن است.اگر بطور دقیق تر بخواهیم بیان کنیم مجموعه علامت های سندرم کوتارد در سه مرحله مختلف بیماری به اشکال مختلف دیده خواهند شد.مرحله اول بیماری، فرد علائم مربوط به افسردگی  و هیپوکندریازیس را از خود نشان می دهد.در مرحله دوم، علائم اصلی مربوط به بیماری که به صورت توهم مرده بودن و وجود نداشتن است بروز می کند. در مرحله سوم بیماری، فرد دچار تشدید توهمات و مزمن شدن اختلالات عضبی بویژه افسردگی مزمن می شود.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/cotard.jpg

درمان بیماری

طی آخرین تحقیقات انجام شده در عرصه علوم اعصاب و آخرین مقالات پزشکی چاپ شده در رابطه با سندرم کوتارد ، استفاده از داروهای ضدافسردگی ، داروهای ضد سایکوز ، و داروهای تثبیت کننده خلق در درمان این بیماری اثرات مفیدی از خود نشان داده اند. البته لازم به ذکر اسنت که استفاده از الکتروشوک (ECT) در درمان این بیماری موثر تر از درمان دارویی است.در مواردی که سندرم کوتارد به عنوان یک عارضه دارویی ناشی از مصرف زیاد و مزمن داروی والاسیکلوویر و متابولیت سمی آن در بدن (CMMG) ایجاد شده است، انجام همودیالیز جهت پاکسازی این ماده از خون ، ضرورت دارد.


منبع : سلامت ویکی





طبقه بندی: مطالب علمی و جالب، روانشناسی جنایی،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، روانشناسی، بیماریهای عجیب، مطالب علمی و جالب، سندرم کوتارد، سندرم مرده متحرک، cotard syndrome،
[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 02:20 ب.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/autocannibalism.jpg

self cannibalism اصطلاحی است برای افرادی که علاقه به گوشت بدن خودشان دارند و گوشت بدن خود را می خورند. این اصطلاح برای هر موجودی که گوشت بدن خودش را می خورد استفاده می شود. همیشه در تاریخ انسان هایی وجود داشته اند که گوشت انسان می خوردند ولی این مورد بسیار عجیب تر است.

سلف کانیبالیزم در دنیای حیوانات هم وجود دارد.هشت پا ها گاهی دچار بیماری های باکتریایی و ویروسی شده و بدن آن ها دچار خارش شدید می شود. در این موقع است که هشت پا برای رها شدن از این خارش شدید، بدن و پای خود را می خورد، ولی به سرعت پای دیگری به جای آن می روید.در مورد کوسه ها نیز موضوع جالب است. وقتی قسمتی از بدن کوسه زخمی می شود، طبعا از بدن او خون بیرون می آید؛ بنابراین، وقتی بوی خون به کوسه می رسد، کوسه دچار جنون شده و سعی می کند خودش را بخورد، در ضمن کوسه های دیگر نیز به او حمله می کنند.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/376/1126275/finger.jpg


در آمریکای شمالی، ماری به نام Snake rate وجود دارد. هنگامی که این مار در جایی گیر بیفتد، شروع می کند به خوردن خودش. او از دم خود شروع می کند و آن را می بلعد و وقتی یک سوم بدن خود را بلعید می میرد.

برخی روان شناسان جویدن ناخن و خوردن زواید اطراف آن را نوعی سلف کانیبالیزم می دانند؛ بیماری که باید مداوا شود؛ برخی افراد نیز موهای سر خود را می خورند. هرچند از این موضوع گاهی نیز به عنوان شکنجه استفاده شده است. در جریان درگیری هایی که در سال ۱۹۹۱ در سودان اتفاق افتاد، شبه نظامیان با بریدن گوش مخالفان خود آن ها را وادار به خوردن گوششان می کردند.

در اروپای قرون وسطی نیز شخصیت الیزابت باتوری کشاورزان فقیر، خدمه و مستخدمین خود را وارد اتاق شکنجه می کرد و از آن ها می خواست تا پا ها و بازوهای خود را بجوند و بخورند، او از دیدن این صحنه ها لذت می برد، او از قربانیان خود می خواست تا خون خودشان را که روی زمین ریخته بود مک بزنند و در نتیجه صحنه های تاریک و ترسناکی در تاریخ رقم خورد .


منبع : آکا ایران




طبقه بندی: روانشناسی جنایی،
برچسب ها: خودخواری، self-cannibalism، cannibalism، همنوع خواری، روانشناسی جنایی، الیزابت باتوری،
[ جمعه 29 بهمن 1395 ] [ 02:36 ب.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
http://vignette3.wikia.nocookie.net/new-monster/images/0/00/Vampire.jpg/revision/latest?cb=20130618181445

آیا دستاوردهای علمی پزشکی وجود خون‌آشام‌ها را تایید می‌کند؟
استدلال یا توصیف علمی برای وجود خون‌آشام‌ها وجود ندارد اما علم پزشکی نیز آن را غیر ممکن نمی‌داند. دانشمندان و محققان بسیاری قرن‌ها به بررسی این موضوع پرداختند. به گزارش هافینگتن پست، در علم پزشکی به حالت خون‌آشامی و خون‌خواری، سندروم «رنفیلدز» می‌گویند و به این معناست که افراد مبتلا به این سندروم به طور ناخودآگاه میل به نوشیدن خون دارند.

بنابر مطالعه‌ای در سال 2011 در این باره، افراد مبتلا به سندروم رنفیلدز معمولا در دوران کودکی تجربه مرتبط با خون داشته‌اند به طوری که از دیدن خون یا نزدیک شدن به آن هیجان‌زده شده‌اند و در سن بلوغ این هیجان آن‌ها نسبت به خون بیشتر شده است. گفته می‌شود که این سندروم از نوعی بیماری روانی ناشی می‌شود و ممکن است از کنترل فرد خارج باشد.

بسیاری اوقات خون‌آشام‌ها برای درمان خود نزد پزشک می‌روند تا این حالت غیر طبیعی آن‌ها و میل شدید آن‌ها به خون‌خواری درمان شود اما متاسفانه تا به حال درمانی به جزء نوشیدن خون موثر نبوده ‌است. برخی دانشمندان بر این باورند که اختلالات ژنتیکی یا بیماری نادر سبب بروز این مشکل در افراد می‌شود.

بیماری سل و خون‌آشام شدن
در دوران گذشته بسیاری از پزشکان خون‌آشام بودن را با بیماری سل در ارتباط می‌دانستند زیرا در بیشتر موارد افراد مبتلا به سل بر اثر سرفه‌های مکرر خون بالا می‌آوردند و گاهی آن خون دوباره به سیستم گوارششان بازمی‌گشت و گویی که خون خود را می‌خوردند.

در سال 2002، محققی به نام نیک لین ادعا کرد بیماری خونی پورفیری سبب می‌شود که افراد مبتلا به آن نسبت به نور خورشید حساسیت شدید داشته باشند و همین موضوع ممکن است شروع داستان گریزان بودن خون‌آشام‌ها از نور و پیدا شدن سر و کله آن‌ها در شب باشد. در حال حاضر، به علت کم بودن علائم این بیماری و آزمایش‌های عملی ناکافی به طور قطع نمی‌توان راجع به آن اظهار نظر کرد.

خون‌آشام‌ها خون چی افرادی را می‌خورند؟
طی مصاحبه با برخی خون‌آشام‌ها، آن‌ها اعتراف کردند که اگر به اندازه کافی خون ننوشند، افسرده، بی‌حال و کرخت و دچار ناراحتی و درد عضلانی می‌شوند. علاوه بر این، آن‌ها بر این باورند که خون‌ها نیز مانند غذاها کیفیت خاص خود را دارند و اگر خونی بی‌کیفیت باشد آن‌ها میل کمتری به نوشیدن آن دارند.

به گزارش واشنگتن پست، زنی که خون‌آشام بود تحت درمان در بیمارستان قرار گرفته بود اما با مصرف هیچ دارویی آرام نمی‌شد؛ به همین دلیل همسرش کمی از خون خود را برای او آورد تا سیر شود و به زندگی بازگردد. 

گفته می‌شود که خون‌آشام‌های واقعی ذخیره خون مصرفی خود را از افراد داوطلب تهیه می‌کنند؛ به این صورت که یا نزدیکان آن‌ها خون می‌دهند و یا افراد دیگر به آن‌ها خون می‌فروشند. در جوامع خون‌آشام‌ها، اگر فردی خون نیاز داشته باشد و دیگران به او خون ندهند، فرد خاطی از گروه بیرون انداخته می‌شود.

آیا نوشیدن خون انسان مضر است؟
مطالعات نشان داده است که نوشیدن خون انسان خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها و اختلالات را افزایش می‌دهد. بنابر مطالعه‌ای در مجله «علم زنده»، مصرف خون و تکرار این عمل می‌تواند سبب سمی شدن شدن بدن شود. خون حاوی آهن است و به همین دلیل است که کمی مزه آهن‌گونه دارد.
اگر بیش از حد نیاز به بدن آهن وارد شود، خطر ابتلا به بیماری‌هایی همچون آسیب کلیوی، افسردگی، کم‌آبی، آسیب ریوی و حتی مرگ افزایش می‌یابد. علاوه بر این، بر اثر نوشیدن خون ابتلا به ایدز، هپاتیت B و C بسیار طبیعی است. گفته می‌شود در برخی شرایط قبل از مصرف خون یک فرد، خون‌آشام و فرد اهداکننده هر دو آزمایش خون می‌دهند تا مشکلی آن‌ها را تهدید نکند.

منبع : yjc.ir

در این گزارش می تونید درباره سندروم رنفیلدز بیشتر اطلاعات پیدا کنید
[http://www.aparat.com/v/bIVD6]



طبقه بندی: روانشناسی جنایی،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، Renfield's Syndrome، vampire، خون آشام های واقعی، سندروم رنفیلدز، خون آشام واقعی،
[ پنجشنبه 28 بهمن 1395 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
http://ooduarere.com/wp-content/uploads/2015/04/Acrotomophilia.jpg


اصطلاح اکروتوموفیلیا (Acrotomophilia) عموماً برای فردی به کار می رود که به شدت جذب شخصی که ناتوانی جسمی دارد می شود . کلمه اکروتوموفیلیا از یونان باستان می آید و به طور خاص به قطع عضو اشاره دارد . امروزه اکروتوموفیلیا نه تنها توصیف کننده این است که فرد کشش جنسی به کسی دارد که یک عضو ندارد بلکه برای فردی که اکروتوموفیلیا است کشش جنسی به افرادی که فلج ، اسپاسم ، نیاز به کمک های ارتوپدی مانند صندلی چرخدار یا عصا و به ندرت به افرادی که اختلال حسی دارند نیز دیده می شود . اگرچه بیشتر اکروتوموفیلیاها مرد هستند اما پدیده ای است که در میان زنان نیز ناشناخته نیست. در یک بررسی از اکروتوموفیلیاها قطع عضو پا بیش از قطع عضو بازو و قطع عضو اندام تک بیش از قطع عضو اندام جفت ترجیح داده شده است .
آیا اکروتوموفیلیا یک انحراف جنسی است ؟
بر اساس تعریف پزشکی اکروتوموفیلیا انحراف جنسی نیست زیرا شخص مجذوب یک شیء یا جسم غیر زنده می شود . اکروتوموفیلیا مربوط به زمانی است که یک فانتزی جنسی منجر به رفتار وسواسی می شود .









طبقه بندی: روانشناسی جنایی،
برچسب ها: روانشناسی جنایی، اکروتوموفیلیا، Acrotomophilia، انحرافات جنسی، اختلال روانی، ناتوانی جسمی،
[ دوشنبه 25 بهمن 1395 ] [ 02:04 ق.ظ ] [ shahrzad m ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سلام من فارغ التحصیل حقوق هستم و بسیار علاقه مند به موضوعات جرمشناسی امیدوارم مطالبی که در این وبلاگ قرار می دهم برای شما عزیزان مفید باشد .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn

  • پشتیبانی